شهمردان بن أبى الخير رازى

42

روضة المنجمين ( فارسى )

هبوط دويست « 1 » و سى سال بگذشت او را پسرى آمذ شيت نام ، و چون شيت دويست و شصت و پنج « 2 » ساله شذ انوش را زاذ و چون انوش صذ و نوذ « 3 » ساله گشت قينان را زاذ و او چون صذ و هفتاد « 4 » ساله شذ مهلائل را زاذ و اين هوشنگ است پس هوشنگ بعد صذ و شصت و پنج « 5 » سال بارد را زاذ و بارد بصذ و بيست و دو « 6 » سالگى اخنوخ را زاذ و اهل اسلام ادريس خوانند و اهل مغرب هرمس ، و چون از عمرش صذ و شصت و پنج « 7 » سال بگذشت متوشلخ را زاذ و چون او صذ و شصت و هفت « 8 » ساله گشت پسرى آمذ لمك نام ( 35 ) و لمك صذ و هشتاذ « 9 » ساله بوذ كى نوح « 10 » پيغامبر را عليه السّلام را زاذ [ و ] چون از زاذن نوح ششصد سال بگذشت طوفان بوذ . تاريخ اسكندر رومى : تاريخ روز دوشنبه بوذ اوّل سال هفتم از ملك اسكندر چون خروج كرد و بر همه پاذشاهان قاهر شذ و مدّت عمر او سى و دو سال بوذ و اندر راه بابل بمرد و گويند كى اندر راه همى رفت گرما درو كاركرد از اسب فروذ آمذ و بين درختى بخفت پس زرهى چند بر زمين گستريذند و سپرى رويين از آن درخت بياويختند تا گرما برو كار نكنذ و آفتاب در نتابذ اسكندر گفت روزگار من سر آمذ پرسيذند كى اين سخن ملك ، از كجا همى گويذ كى ما هيچ نشانى نمىبينيم گفت استاذ من ارسطاطالس حكيم حكم كرده است كى مرگ من جايگاهى بوذ كى زمين آهنين و آسمان رويين بوذ و اين آنست پس اندرزها كرد و فرمان يافت و از ميان اين تاريخ و تاريخ طوفان دو هزار و هفتصد « 11 » و نوذ و دو سال و صذ و نوذ و سه روزست و ازين تاريخ تا روزگار آدم پنج هزار و دويست سال است .

--> ( 1 ) . صد و سى سال . سفر پيدايش باب پنجم ، 3 ( 2 ) . صد و پنج سال . سفر پيدايش باب پنجم ، 6 ( 3 ) . نود سال . سفر پيدايش باب پنجم ، 9 ( 4 ) . هفتاد سال . سفر پيدايش باب پنجم ، 13 ( 5 ) . مهلائل ( هوشنگ ) شصت و پنج سال . سفر پيدايش ، باب پنجم 15 ( 6 ) . بارد صد و شصت و دو سال . سفر پيدايش ، باب پنجم 18 ( 7 ) . اخنوخ شصت و پنج سال . سفر پيدايش ، باب پنجم 21 ( 8 ) . متوشلخ صد و هشتاد و هفت سال . سفر پيدايش ، باب پنجم 25 ، نسخه اساس : « ميوشلخ » ( 9 ) . لمك صد و هشتاد و دو سال . سفر پيدايش ، باب پنجم 26 ( 10 ) . سالهاى آدم تا نوح را شهمردان تقريبا مانند آثار الباقيه بيرونى آورده است . ( 11 ) . نسخه تهرانى و ملك : « هشتصد » ، نسخه توبينگن : « نهصد »